برای دریافت مشاوره و خدمات سفارش نگارش پروپوزال و پایان نامه می توانید با موسسه ماد دانش پژوهان تماس حاصل فرمایید:
شماره تماس:
ارسال پیام واتساپ:
هنرهای زیستی به دلیل دخالت مستقیم در سلولها، ارگانیسمها و مواد بیولوژیک، با چالشهای اخلاقی جدی مواجهاند. در ایران پژوهش علمی یا هنری کافی درباره «حدود اخلاقی و معیارهای مسئولیتپذیری» وجود ندارد. مسئله این پژوهش آن است که چگونه میتوان مجموعهای از اصول اخلاقی کاربردی برای هنرمندان Bio Art در ایران ارائه کرد.
به دلیل نوظهور بودن Bio Art، بسیاری از مخاطبان در تشخیص مرز میان هنر، علم و فناوری دچار ابهاماند. این ناآگاهی موجب کاهش پذیرش و مشارکت فرهنگی میشود. مسئله این پژوهش بررسی موانع ادراکی مخاطبان و ارائه راهکارهای آموزشی و ارتباطی برای فهم بهتر Bio Art است.
بیشتر دستورالعملهای مورد استفاده هنرمندان ایرانی وارداتیاند و به شرایط اقلیمی یا امکانات آزمایشگاهی ایران نمیخورند. مسئله این است که چگونه میتوان متریالها و پروتکلهای بومیشده برای تولید آثار Bio Art توسعه داد که قابلاجرا و مقرون بهصرفه باشند.
یک مانع مهم رشد Bio Art نداشتن «ساختار همکاری» میان هنرمندان و پژوهشگران علوم زیستی است. این شکاف باعث محدودیت در اجرای پروژههای زیستی میشود. مسئله این پژوهش شناسایی موانع همکاری و طراحی مدل همکاری پایدار میان هنرمندان و آزمایشگاههاست.
آثار Bio Art که شامل موجودات زنده یا فرآیندهای زیستی هستند، هنگام نمایش با مشکلاتی مانند نگهداری، کنترل محیطی و ایمنی مواجهاند. مسئله این پژوهش طراحی راهکارهای نمایشگاهی برای حفاظت، ایمنی زیستی و نگهداری آثار زیستمحور است.
Bio Art در غرب بر مبانی فلسفه علم، پستانسانگرایی و زیستفناوری استوار است، اما این نظریهها لزوماً با زمینه فرهنگی ایران منطبق نیستند. مسئله این پژوهش تدوین چارچوب نظری بومی برای تحلیل و تولید هنر زیستی در ایران است.
Bio Art پرسشهای بنیادینی درباره خلقت، دستکاری ژنتیک، انسانِ پسابیولوژیک و بازتعریف «زندگی» ایجاد میکند. در ایران کمتر نظریهای این مسائل را در بستر هنر بررسی کرده است. مسئله این پژوهش استخراج و تحلیل پیامدهای هستیشناختی Bio Art و ارائه مدل فلسفی جدید برای آن است.
اگرچه فناوریهای نو موجب تحول هنر زیستی شدهاند، اما مدل مشخصی برای ادغام آنها در تولید آثار هنری وجود ندارد. مسئله این پژوهش توسعه الگویی برای ارتباط میان Bio Art و فناوریهای نوظهور ژنتیک و زیستفناوری است.
در هنرهای سنتی معیارهای ارزیابی مشخصاند، اما در Bio Art که میان علم و هنر قرار دارد، معیارهای زیباییشناختی، اخلاقی، علمی و فناورانه هنوز تعریف نشدهاند. مسئله این پژوهش ارائه یک «مدل ارزیابی چندمعیاره» برای آثار Bio Art است.
Bio Art به سرعت در حال تحول است و آینده آن تحت تأثیر مهندسی زیستی، اکولوژی مصنوعی و هنر مولکولی خواهد بود. در ایران هنوز هیچ مدل آیندهپژوهانهای برای این حوزه وجود ندارد. مسئله این پژوهش پیشبینی مسیرهای تحول Bio Art و طراحی یک مدل نظری برای توسعه آینده آن در ایران است.
با رشد دادههای کلان، بسیاری از کاربران در فهم ساختارهای پیچیده داده دچار مشکلاند. هنر دادهمحور میتواند این پیچیدگی را ساده کند، اما الگوریتمهای فعلی برای تولید آثار هنری قابلفهم کافی نیستند. مسئله این پژوهش آن است که چگونه میتوان دادههای پیچیده را به فرمهای زیباشناختی قابلدرک برای عموم تبدیل کرد.
اگرچه اصول طراحی گرافیکی وجود دارد، اما در هنر دادهمحور هنوز نظام زیباییشناسی مشخصی برای ترکیب داده، فرم، رنگ و حرکت تعریف نشده است. این مسئله باعث ایجاد آثار پراکنده و غیرهمگن میشود. مسئله پژوهش ارائه معیارهای زیباییشناسی برای طراحی آثار دادهمحور است.
اغلب ابزارهای رایج (Processing، p5.js، TouchDesigner) به زبان انگلیسی و برای شرایط فنی خاص طراحی شدهاند. نبود ابزارهای بومی باعث کندی روند تولید آثار دادهمحور در ایران میشود. مسئله این پژوهش طراحی یک سیستم یا ابزار بومیسازیشده برای خلق آثار هنر داده است.
با وجود آنکه Data Art بر مخاطب تأکید دارد، پژوهش معناداری درباره اینکه کاربران ایرانی چگونه این گونه آثار را درک میکنند انجام نشده است. مسئله پژوهش تحلیل رفتار و درک مخاطب از آثار دادهمحور و ارائه راهکارهای طراحی بر اساس الگوهای ادراکی است.
در بسیاری از پروژهها تلاش میشود هنر داده با نقاشی، خوشنویسی، یا موسیقی پیوند بخورد، اما اغلب این ادغام سطحی است. مسئله پژوهش این است که چگونه میتوان مدلهای ترکیبی مؤثر و زیباشناسانه میان هنر داده و رسانههای سنتی ایجاد کرد.
هنر دادهمحور در تقاطع علم داده، طراحی، رسانه دیجیتال و زیباییشناسی قرار دارد؛ اما هنوز مدل نظری منسجمی برای تعریف «ماهیت هنری داده» وجود ندارد. مسئله این پژوهش توسعه نظریهای جامع برای تعریف و تحلیل هنر داده است.
داده خام از نظر زیباییشناسی فاقد معناست و استفاده مستقیم از آن اغلب به آثار بیروح منجر میشود. پژوهشهای عمیقی درباره فرآیند تبدیل داده به روایت بصری وجود ندارد. مسئله این پژوهش ایجاد یک مدل معنایی برای روایتپردازی در هنر دادهمحور است.
آثار دادهمحور اغلب تعاملیاند، اما مدل مشخصی برای ترکیب رفتار مخاطب، جریان داده و سیستم محاسباتی وجود ندارد. مسئله پژوهش طراحی یک چارچوب تعاملی جامع برای آثار دادهمحور در مقیاس هنری و شهری است.
استفاده از دادههای واقعی شهروندان (مکان، رفتار، احساسات، شبکههای اجتماعی) در آثار هنری پرسشهای اخلاقی مهمی ایجاد میکند. در ایران هیچ دستورالعمل مشخصی برای این مسئله وجود ندارد. مسئله پژوهش ارائه چارچوب اخلاقی و حقوقی برای استفاده از دادهها در پروژههای هنری است.
با ظهور هوش مصنوعی، سنسورها، اینترنت اشیا و شهرهای هوشمند، هنر دادهمحور وارد مرحله جدیدی شده است. ایران فاقد مدل آیندهپژوهی و برنامهریزی برای این حوزه است. مسئله این پژوهش پیشبینی مسیرهای تحول هنر دادهمحور و ارائه الگوی توسعه آن در فضای شهری و فرهنگی ایران است.
هنر مولد به دلیل اتکا به الگوریتم و سیستمهای کامپیوتری، ممکن است هویت و اصالت هنری آثار را مخدوش کند. مسئله پژوهش این است که چگونه میتوان الگوریتمها را طراحی کرد تا هم نوآوری حفظ شود و هم هویت بصری و معنا در اثر مشخص باشد.
در آثار مولد معمولاً کنترل دقیق بر رنگ، فرم، بافت و ریتم بصری دشوار است. مسئله پژوهش ارائه الگوریتمها یا چارچوبی برای کنترل زیباییشناختی بدون کاهش خلاقیت مولد است.
کاربران یا هنرمندان در اکثر آثار مولد نقشی محدود دارند و تجربه تعاملی آنها اغلب سطحی است. مسئله پژوهش طراحی مدلهای تعاملی که مشارکت مخاطب یا هنرمند را در خلق اثر تقویت کند.
اکثر تحلیلها و مطالعات در هنر مولد غربی متمرکز هستند و نگاه زیباییشناسی سنتی یا ایرانی در این حوزه کمرنگ است. مسئله پژوهش تحلیل و ارائه معیارهای زیباییشناسی برای هنر مولد با الهام از سنتهای بصری ایرانی است.
بسیاری از نرمافزارها و کتابخانههای موجود خارجی هستند و برای هنرمندان ایرانی دشوار یا هزینهبر است. مسئله پژوهش طراحی یا بومیسازی ابزارها و چارچوبهای کاربردی برای خلق آثار مولد در ایران است.
هنر مولد در مرز هنر، الگوریتم و هوش مصنوعی قرار دارد، اما هنوز چارچوب نظری جامعی که هویت، معنا، خلاقیت و زیباییشناسی آن را توضیح دهد وجود ندارد. مسئله پژوهش توسعه یک نظریه بومی و تحلیلی برای هنر مولد است.
دادهها و الگوریتمها خود معنایی ندارند، و تبدیل آنها به تجربه هنری قابل فهم نیازمند مدل معناشناسی دقیق است. مسئله پژوهش ارائه یک مدل معنایی برای تحلیل و خلق آثار Generative Art است.
آثار مولد مبتنی بر هوش مصنوعی پرسشهایی درباره مالکیت اثر، نقش هنرمند و آفرینش مستقل ماشین ایجاد کردهاند. مسئله پژوهش ارائه چارچوب اخلاقی و فلسفی برای تعامل انسان و ماشین در هنر مولد است.
در آثار Generative Art تعاملی، مخاطب میتواند اثر را تغییر دهد، اما مدلهای موجود محدود و غیرسیستماتیک هستند. مسئله پژوهش طراحی مدل تعاملی یکپارچه که جریان داده، الگوریتم و تجربه کاربر را همزمان مدیریت کند.
با رشد هوش مصنوعی، دادهها و الگوریتمها، مسیر تحول هنر مولد نامشخص است. مسئله پژوهش پیشبینی روندهای آینده، تحلیل اثرات تکنولوژیک بر خلاقیت انسانی و ارائه الگوی توسعه هنر مولد در ایران و جهان است.