• در باره ما
  • در باره ما

فهرست مطالب آموختن برای بهتر زیستن



پروژه پیش رو تلاشی است برای ایجاد مهارت،و نهادینه کردن دانشی که در زمینه های مختلف می آموزیم، به طوری که به بهتر زیستن ماکمک کند .

آموزش بدون هدف عقیم است،و از خود فرزند و وارثی به جای نمیگذارد، ولی آموزش مولد، مهارتی فرزند زا و  ارزش آفرین است .
لذا در پروژه پیش رو عظم آن داریم که از جنبه های مختلف برای یک انسان امروزین دانشگاه رفته یا نرفته اسباب و ابزاری ارایه کنیم که بتواند برای زندگی کردن، از مهارتهای چند بعدی مورد نیاز و گریز ناپذیر انسان امروزی، در ابعاد گوناگون، برخوردار شود و به قولی موجودی تک ساحتی و تک بعدی نباشد طوری که درتلاطم حوادث روزگار، هر بار در گوشه ای اسیر شده و بی پناه بماند.   


 انسان روزگار ما باید چیزی شبیه آچار فرانسه باشد و انگار تاریخ رجعت به عقب  کرده است.
در گذشتگان دور مثلا زمان افلاطون و ارسطو میگفتند فلانی فیلسوف است و همه چیز دان، 
در ان زمان عمق دانش بشری و جزییات آن خیلی کمتر بود، و بیشتر، دانش در حال رشد سطحی بود تا عمقی، ولی در روزگار ما دانش در حال رشد نمایی نقطه ای و خطی و سطحی و حجمی و چند بعدی و چند وجهی است.
به فرمولاسیونی از رشد علم و دانش رسیده ایم که فرموله کردن آن دستخوش چالش و بحث و گفتگویی جدی ست .
در دنیای قدیم عمق کم ولی توسعه سطحی انسان شاید زیاد بود و در گذر تاریخ به دوران تخصص رسیدیم و عمق دانشها به سالهای نوری رسیده و بیشتر و بیشتر هم میشود .ولی نکته جالب انکه برای زندگی به معنای ساده آن که بستری از آرامش و اطمینان و اعتماد به نفس را به ارمغان میآورد این رهیافت عمیق و دقیق برای انسان و روحیات او شکننده و نابود گر است . انسان امروز آنقدر در جزییات و تکثر و تعدد گرفتار شده که دچار کلاف سر در گمی شده و گره کوری پیش رو دارد که با دندان هم شاید باز نمیشود. به هر سو که میرود به تخصصی عمیق و دقیق برای پوشش خواسته های درون و برون خود نیازمند است و حال انکه مجالی برای این همه تعمق متکثر در آفاق ندارد و فرصت این همه تنوع آموزی و مهارت سازی را نمیتواند داشته باشد .
ولی در این کشاکش دهر فعلا آنچه ملموس و محسوس و آشکار است این که گویی انسان زمان ما بیش از تخصص  یا حداقل هم پای تخصص به حکمت هم نیازمند است و ان دانشی است که هماهنگ کننده و متعادل کننده آموخته ها و اندوخته های دیگر است یک مجموعه موذون و منظمی که بتوان هر روز در آن مجموعه دانش و بینش را تجمیع کرد و با اقوال مختلفی که هست بتوان در یک منظومه درون سازگار همگرا و نسبتا هم سو این انباشته ها را سامان بخشید .
تا در تعارض درونی با هم باعث فروپاشی و فیسیون هسته ای نشوند و در عوض به فوزیون و هم جوشی و اتحاد و بالنگر رهنمون گردند .

از هر باغی گلی بچین و باغبان دایم هیچ باغی نشو . شاید فعلا و درس موقت این روش و منش را مینمایاند . 
چرا که تاریخ نشان داده که هیچ آورده درونی یا برونی برای بشر وقتی با دست بشر پیاده شده نتوانسته سعادت کامل را به عموم مردم جهان هدیه کند . و این قاعده شامل حال علم و ادیان و مکاتب مختلفی است که در طول تاریخ با افراط و تفریط نوع انسان حتی اگر با ژنوم و نطفه خوب هم شروع شده ولی وقتی به فرزندی برومند تبدیل گشته متاسفانه در خیلی از موارد نابود گر هستی خود و مولد خود و بالنده خود شده است . علم بر ضد علم و دین بر علیه دین و قوم بر علیه قوم و زبان بر علیه زبان و نژاد بر علیه نژاد و رنگ بر علیه رنگ و ... هر چند که عمده پیام ادیان معرفی برنامه جهانی انسان اخلاق گرا و ارزش مدار و هدف گرا و نتیجه گرا بوده است، لاکن حتی در عمل دانش آموختگان و تجربه یافتگان این مکاتب هم اعم از ادیان یا ایسم های انسانی، راه به آنجا که ادعا کرده اند، و آرمان شهری که به تصویر کشیده اند، نبرده اند