• نگارش پروپوزال ارشد و دکتری،نگارش پایان نامه ارشد و رساله دکتری،استخراج مقاله،ماد دانش پژوهان
  • نگارش پروپوزال کارشناسی ارشد و دکتر،نگارش و انجام پایان نامه ارشد و رساله دکتری،استخراج و نگارش مقاله،ماد دانش پژوهان
  • نگارش پروپوزال کارشناسی ارشد و دکتر،نگارش و انجام پایان نامه ارشد و رساله دکتری،استخراج و نگارش مقاله،ماد دانش پژوهان
  • نگارش پروپوزال کارشناسی ارشد و دکتر،نگارش و انجام پایان نامه ارشد و رساله دکتری،استخراج و نگارش مقاله،ماد دانش پژوهان
  • نگارش پروپوزال و رساله
  • نگارش پروپوزال ارشد و دکتری
  • نگارش، استخراج و تقویت مقاله
  • نگارش پروپوزال ارشد و دکتری،نگارش پایان نامه ارشد و رساله دکتری،ماد دانش پژوهان

اکستراکت نیوز

فرآیند بررسی همانندی در نوشته های علمی یکی از سازوکارهای مهم برای ارزیابی میزان همپوشانی متنی میان یک اثر پژوهشی و منابع پیشین است، اما برداشت های نادرست درباره ماهیت، هدف و شیوه تفسیر نتایج این فرآیند، گاه آن را از یک ابزار کمکی برای ارتقای کیفیت نگارش علمی به معیاری تنبیهی و اضطراب آور تبدیل می کند. نخستین تصور غلط آن است که هر نوع همانندی میان متن پژوهش و نوشته های موجود، به معنای سرقت علمی است. این برداشت از نادیده گرفتن تفاوت میان مشابهت لفظی، استفاده مجاز از اصطلاحات رایج، نقل مستقیم مستند، بیان اجتناب ناپذیر مفاهیم تخصصی و برداشت غیرمجاز از آثار دیگران ناشی می شود. سامانه های بررسی همانندی معمولا بر پایه تطبیق رشته های واژگانی عمل می کنند و قادر نیستند به تنهایی درباره نیت نویسنده، اصالت اندیشه، صحت استناد یا اخلاقی بودن استفاده از متن داوری کنند. بنابراین گزارش حاصل از این سامانه ها صرفا نشان می دهد که بخش هایی از نوشته با محتوای موجود در پایگاه های اطلاعاتی همپوشانی دارد و تشخیص ماهیت این همپوشانی نیازمند بررسی انسانی است. ممکن است یک جمله به دلیل استفاده از نام کامل یک نظریه، عنوان یک قانون، عبارت ثابت روش شناختی یا تعریف پذیرفته شده علمی مشابه تشخیص داده شود، بدون آنکه تخلفی رخ داده باشد. از سوی دیگر، امکان دارد نویسنده اندیشه ای را با تغییر ظاهری واژگان از منبعی اقتباس کند و سامانه درصد همانندی اندکی نشان دهد، در حالی که تخلف فکری مهمی اتفاق افتاده است. از این رو، درصد همانندی نه معادل سرقت علمی است و نه به تنهایی می تواند سلامت علمی نوشته را اثبات یا رد کند؛ بلکه باید نقطه آغاز یک ارزیابی دقیق، زمینه مند و مبتنی بر قضاوت تخصصی تلقی شود (بیکر، ۲۰۱۶).

تصور نادرست دیگری که در میان دانشجویان و حتی برخی پژوهشگران مشاهده می شود، این است که گزارش همانندی دارای یک حد عددی ثابت، قطعی و جهان شمول است و هر نوشته ای که از آن حد عبور کند، بدون بررسی بیشتر مردود خواهد بود. در واقع، هیچ عدد واحدی نمی تواند برای همه رشته ها، انواع نوشته ها، دانشگاه ها، مجلات، زبان ها و مراحل پژوهش معتبر باشد. میزان طبیعی همپوشانی در یک مقاله مروری با یک پژوهش تجربی یکسان نیست؛ همان گونه که پایان نامه ای دارای فصل مبانی نظری گسترده ممکن است نسبت به یک گزارش کوتاه آزمایشگاهی، همانندی بیشتری داشته باشد. در برخی رشته ها، توصیف روش ها بر پایه قالب های استاندارد انجام می شود و امکان تغییر گسترده واژگان بدون کاهش دقت علمی وجود ندارد. همچنین در اسناد حقوقی، دستورالعمل های فنی، تعاریف رسمی، نام ابزارها، عناوین پرسشنامه ها و توضیحات مربوط به شیوه های آماری، تکرار برخی ساختارها اجتناب ناپذیر است. افزون بر این، تفاوت در پایگاه های داده سامانه ها، شیوه حذف منابع، نحوه محاسبه نقل قول ها و تنظیمات بررسی می تواند درصدهای متفاوتی برای یک متن یکسان ایجاد کند. بنابراین نهاد علمی نباید تنها بر یک آستانه عددی تکیه کند، بلکه لازم است الگوی توزیع همانندی، محل بخش های مشابه، نوع منابع تطبیق یافته، حجم هر قطعه و کیفیت استناد را بررسی کند. یک نوشته با همانندی کلی پایین ممکن است دارای یک بخش طولانی و بدون ارجاع از یک منبع باشد و تخلف جدی تری نسبت به نوشته ای با همانندی کلی بالاتر اما پراکنده، مستند و حاصل از عبارات عمومی داشته باشد. رسیدگی علمی زمانی منصفانه خواهد بود که عدد گزارش به عنوان نشانه اولیه و نه حکم نهایی در نظر گرفته شود (بگلی و الیس، ۲۰۱۲).

یکی از تصورات رایج این است که هدف اصلی همانندی یابی، کاهش درصد گزارش به هر روش ممکن است. این نگرش سبب می شود برخی نویسندگان به جای اصلاح واقعی متن، به دستکاری سطحی واژگان، جابه جایی جمله ها، استفاده افراطی از مترادف ها، حذف استنادهای ضروری یا پیچیده کردن بی دلیل ساختار نوشتار روی آورند. نتیجه چنین اقداماتی ممکن است کاهش ظاهری درصد همانندی باشد، اما معمولا کیفیت علمی، وضوح، انسجام و دقت مفهومی متن را کاهش می دهد. هدف اساسی از بررسی همانندی باید اطمینان از استقلال نگارشی، رعایت حقوق پدیدآورندگان، شفافیت در استفاده از منابع و تمایز روشن میان اندیشه نویسنده و مطالب اقتباس شده باشد. اگر نویسنده تنها در پی پایین آوردن عدد باشد، ممکن است واژه های تخصصی را با معادل های نامناسب جایگزین کند، معنا را تغییر دهد یا جمله هایی تولید کند که از نظر دستوری درست اما از نظر علمی مبهم هستند. بازنویسی معتبر به معنای تغییر آرایش واژگان نیست، بلکه مستلزم فهم کامل مطلب، تحلیل آن، پیوند دادن آن با هدف پژوهش و بیان مستقل محتوا با حفظ استناد است. در این فرآیند، نویسنده باید بتواند نشان دهد که چرا یک منبع را به کار برده، چه برداشتی از آن داشته و چگونه آن را در استدلال خود جای داده است. گاهی باقی ماندن یک عبارت مشابه و دارای ارجاع دقیق، از تبدیل آن به جمله ای نارسا و نامفهوم مناسب تر است. بنابراین آموزش پژوهشگران باید از فرهنگ عددگرایی فاصله بگیرد و بر کیفیت استفاده از منابع، صداقت علمی و توانایی تولید استدلال مستقل تمرکز کند. درصد مناسب نتیجه نگارش سالم است، نه هدفی که باید با روش های صوری و مکانیکی به آن رسید (باتن و همکاران، ۲۰۱۳).

تصور غلط مهم دیگر این است که بازنویسی صرفا با جایگزین کردن چند واژه مترادف انجام می شود. این روش که می توان آن را بازنویسی سطحی نامید، اغلب ساختار جمله، ترتیب استدلال و منطق بیان منبع اصلی را بدون تغییر نگه می دارد و تنها ظاهر واژگان را دگرگون می کند. چنین متنی ممکن است در برخی بررسی ها همانندی کمتری نشان دهد، اما از نظر اخلاق پژوهش همچنان به شدت وابسته به منبع است. بازنویسی علمی معتبر باید پس از خواندن، فهمیدن و کنار گذاشتن متن اصلی انجام شود. نویسنده لازم است مفهوم را در چارچوب مسئله خود بازسازی کند، بخش های مرتبط را انتخاب کند، روابط میان ادعاها را دوباره سامان دهد و نتیجه برداشت خود را با زبان علمی مستقل بنویسد. این استقلال به معنای تغییر محتوای منبع یا نسبت دادن ادعایی نادرست به آن نیست، بلکه به معنای جداسازی صورت بیان نویسنده جدید از صورت بیان منبع است. در بسیاری از موارد، ترکیب چند منبع و مقایسه دیدگاه های آنها، زمینه مناسب تری برای بازنویسی اصیل فراهم می کند؛ زیرا نویسنده از بازگویی خطی یک متن فاصله می گیرد و به تحلیل میان متنی روی می آورد. با این حال، حتی در بازنویسی کاملا مستقل نیز ارجاع به صاحب اندیشه ضروری است. آموزش صحیح بازنویسی باید شامل تشخیص ایده اصلی، استخراج مفاهیم فرعی، خلاصه سازی، ترکیب منابع، نقد ادعاها و ایجاد پیوند با پرسش پژوهش باشد. رسیدگی به همانندی نیز نباید به شمارش واژه های مشترک محدود شود، بلکه باید میزان استقلال ساختاری و فکری متن را در نظر بگیرد. تنها در این صورت است که فرآیند همانندی یابی به بهبود مهارت نگارش علمی منجر می شود و به یک رقابت سطحی برای تغییر واژه ها فروکاسته نخواهد شد (گلمن و لوکن، ۲۰۱۳).

این تصور که فهرست منابع یا عنوان های استاندارد همیشه باید به طور کامل از گزارش همانندی حذف شوند نیز نیازمند اصلاح است. فهرست منابع به طور طبیعی شامل نام نویسندگان، عنوان آثار، نام نشریات و اطلاعاتی است که در نوشته های دیگر نیز تکرار می شود و معمولا سهم آن در ارزیابی اصالت متن محدود است. به همین دلیل، بسیاری از سامانه ها امکان کنار گذاشتن فهرست منابع را فراهم می کنند. با این حال، حذف خودکار این بخش همیشه بدون خطا نیست؛ ممکن است سامانه آغاز یا پایان فهرست را به درستی تشخیص ندهد، بخشی از متن اصلی را در شمار منابع قرار دهد یا برخی منابع را همچنان محاسبه کند. عنوان های فصل ها، نام دانشگاه، متن تعهدنامه، صورت پرسشنامه و عبارت های ثابت اداری نیز ممکن است همانند تشخیص داده شوند. ارزیاب باید بداند که این موارد معمولا از جنس سرقت علمی نیستند، اما در صورت تکرار گسترده از یک الگوی آماده، ممکن است نشان دهنده وابستگی بیش از حد به نوشته های پیشین باشند. برای مثال، اگر کل ساختار مقدمه، بیان مسئله و ترتیب استدلال از یک پایان نامه قبلی تقلید شده باشد، حذف فهرست منابع مشکل اصلی را حل نمی کند. از سوی دیگر، نویسنده نباید برای کاهش عدد همانندی، اطلاعات کتاب شناختی را ناقص کند یا شکل ارجاع دهی را تغییر دهد. راه حل مناسب، تنظیم درست سامانه، بررسی دستی گزارش و تفکیک همپوشانی های بی اهمیت از موارد معنادار است. هر بخش از گزارش باید بر اساس نقش و زمینه آن تفسیر شود و حذف های فنی باید با سیاست روشن و یکسان برای همه نوشته ها انجام گیرد تا عدالت ارزیابی حفظ شود (هاردویک و همکاران، ۲۰۱۸).

یکی از نگرانی های رایج آن است که هر بار بارگذاری نوشته در یک سامانه، آن را به عنوان منبع جدید ذخیره می کند و در بررسی های بعدی موجب همانندی صددرصدی با نسخه قبلی می شود. این نگرانی در برخی سامانه ها می تواند مبنای واقعی داشته باشد، اما وضعیت در همه سامانه ها یکسان نیست. بعضی محیط ها نسخه ارسالی را در مخزن دائمی نگهداری می کنند، برخی تنها گزارش موقت تولید می کنند و برخی امکان انتخاب میان ذخیره یا عدم ذخیره را در اختیار کاربر یا مدیر سامانه قرار می دهند. بنابراین پیش از ارسال نسخه اولیه، لازم است سیاست نگهداری داده، نوع مخزن و سطح دسترسی روشن شود. دانشجو یا پژوهشگر نباید متن کامل خود را بدون آگاهی در هر پایگاه ناشناخته بارگذاری کند، زیرا افزون بر مسئله همانندی آینده، احتمال نقض محرمانگی و حقوق مالکیت فکری نیز وجود دارد. اگر نسخه پیشین در مخزن ذخیره شده باشد، ارزیاب می تواند با مشاهده منبع تطبیق یافته و تاریخ ثبت، تشخیص دهد که همانندی عمده مربوط به اثر خود نویسنده است. با این حال، این وضعیت نباید به طور خودکار نادیده گرفته شود، زیرا ممکن است متن قبلی منتشر شده باشد و استفاده دوباره از آن بدون توضیح، مصداق بازاستفاده نامناسب از نوشته شخصی محسوب شود. راهکار مناسب، استفاده از سامانه رسمی مؤسسه، انتخاب گزینه بررسی بدون ذخیره برای پیش نویس ها، ثبت سوابق ارسال و اطلاع دادن به مسئول ارزیابی در صورت وجود نسخه قبلی است. سیاست مؤسسه نیز باید میان پیش نویس، نسخه نهایی، مقاله منتشر شده و پایان نامه ثبت شده تمایز قائل شود تا نویسنده به دلیل فرآیندهای اداری یا آموزشی به اشتباه متهم نشود (یوانیدیس، ۲۰۰۵).

تصور غلط دیگر این است که سامانه همانندی یابی می تواند کیفیت علمی مقاله را به طور کامل ارزیابی کند. این سامانه ها معمولا برای شناسایی همپوشانی متنی طراحی شده اند و توانایی آنها در داوری درباره اعتبار روش، صحت داده ها، منطق استدلال، کفایت نمونه، تناسب تحلیل، تازگی یافته ها و ارزش نظری محدود است. مقاله ای ممکن است همانندی بسیار اندکی داشته باشد، اما از نظر طراحی پژوهش ضعیف، دارای داده های ساختگی، استنادهای نادرست یا نتیجه گیری های ناموجه باشد. در مقابل، یک مقاله مروری دقیق ممکن است به دلیل استفاده گسترده از اصطلاحات تخصصی، عنوان آثار و گزارش منظم پژوهش های پیشین، همانندی بیشتری نشان دهد، ولی از نظر علمی ارزشمند و اخلاقی باشد. حتی بررسی اصالت فکری نیز فراتر از توان تطبیق واژه ها است؛ زیرا ممکن است ایده، ساختار استدلال، جدول، شکل یا طرح پژوهش از منبعی اقتباس شده باشد، بدون آنکه متن مشابه آشکاری وجود داشته باشد. بنابراین گزارش همانندی باید در کنار داوری تخصصی، بررسی منابع، ارزیابی داده ها و سنجش انسجام کلی اثر قرار گیرد. استفاده از درصد همانندی به عنوان شاخص کیفیت، می تواند نویسندگان را به تولید متن های ظاهرا متفاوت اما علمی ضعیف سوق دهد. نهادهای آموزشی نیز نباید نمره یا پذیرش نوشته را تنها بر پایه یک عدد تعیین کنند. فرآیند درست آن است که گزارش توسط فرد آگاه به رشته، اصول استناد و محدودیت های سامانه خوانده شود و نتیجه آن در مجموعه شواهد ارزیابی قرار گیرد. همانندی یابی می تواند پرسش هایی را برای بررسی بیشتر ایجاد کند، اما پاسخ نهایی درباره کیفیت یا تخلف نیازمند قضاوت علمی و اخلاقی گسترده تری است (مونافو و همکاران، ۲۰۱۷).

یکی از خطاهای رایج در تفسیر گزارش این است که تنها به درصد کلی توجه شود و ساختار درونی همانندی نادیده گرفته شود. دو نوشته ممکن است درصد یکسانی داشته باشند، اما از نظر خطر تخلف کاملا متفاوت باشند. در نوشته نخست، همپوشانی می تواند از ده ها عبارت کوتاه، نام ابزارها، عنوان منابع و اصطلاحات رایج تشکیل شده باشد؛ در نوشته دوم، همان درصد ممکن است حاصل یک بند طولانی و پیوسته از یک منبع بدون استناد باشد. اهمیت مورد دوم به مراتب بیشتر است، زیرا پیوستگی و تمرکز همانندی نشان می دهد بخش قابل توجهی از بیان یا استدلال از یک محل مشخص گرفته شده است. ارزیاب باید به اندازه قطعه های مشابه، تعداد منابع، پراکندگی آنها در فصل ها، وجود یا نبود ارجاع و نوع بخش مورد نظر توجه کند. همپوشانی در بخش روش، چکیده، نتیجه گیری یا بحث یکسان تفسیر نمی شود؛ زیرا انتظار استقلال نگارشی و فکری در هر بخش متفاوت است. همچنین رنگ ها یا شماره های گزارش صرفا برای تفکیک منابع هستند و نباید بدون مطالعه متن به عنوان سطح تخلف تعبیر شوند. رسیدگی حرفه ای مستلزم باز کردن هر منبع، مقایسه جمله به جمله و تشخیص آن است که آیا نویسنده نقل مستقیم، بازنویسی، خلاصه سازی یا برداشت بدون ارجاع انجام داده است. در مواردی نیز سامانه منبع واسطه را نشان می دهد، در حالی که عبارت از منبع قدیمی تری گرفته شده است. بنابراین باید زنجیره استناد بررسی شود. تمرکز بر الگو و زمینه همانندی، ارزیابی را از واکنش ساده به یک عدد به تحلیل مستدل و قابل دفاع تبدیل می کند و امکان تفاوت گذاری میان خطای نگارشی، بی دقتی استنادی و تخلف آگاهانه را فراهم می سازد (نوزک و همکاران، ۲۰۱۸).

این باور که همه منابع موجود در اینترنت و همه آثار علمی منتشرشده در پایگاه سامانه همانندی یابی قرار دارند نیز نادرست است. پوشش هر سامانه به قراردادهای ناشران، دسترسی به مخازن دانشگاهی، زبان منابع، نوع اسناد و زمان به روزرسانی بستگی دارد. بسیاری از کتاب ها، پایان نامه های قدیمی، اسناد چاپی، منابع محلی، نوشته های دارای دسترسی محدود و مطالب منتشرشده در پایگاه های کوچک ممکن است در مخزن وجود نداشته باشند. همچنین سامانه ممکن است نتواند متن موجود در تصویر، جدول اسکن شده یا پرونده کم کیفیت را به درستی پردازش کند. در نتیجه، پایین بودن درصد همانندی هرگز تضمین نمی کند که همه منابع احتمالی بررسی شده اند. نویسنده ای که از منبعی خارج از پوشش سامانه برداشت غیرمجاز کرده باشد، ممکن است گزارش ظاهرا پاکی دریافت کند، اما همچنان مرتکب تخلف شده است. از سوی دیگر، وجود یک منبع در اینترنت به معنای مالکیت عمومی و امکان استفاده بدون استناد نیست. هر ادعا، تعبیر یا ساختار متمایزی که از دیگری گرفته می شود، باید با رعایت اصول علمی به صاحب آن نسبت داده شود، خواه سامانه بتواند آن را شناسایی کند یا نه. دانشگاه ها باید به دانشجویان توضیح دهند که همانندی یابی جایگزین وجدان علمی، ثبت دقیق منابع و یادداشت برداری منظم نیست. ارزیابان نیز در موارد مشکوک می توانند از جست وجوی دستی، بررسی منابع تخصصی و مقایسه آثار پیشین استفاده کنند. اتکای کامل به پوشش سامانه، امکان تخلف در منابع خارج از مخزن را نادیده می گیرد و فرآیند ارزیابی را آسیب پذیر می سازد. همانندی یابی ابزار کشف برخی نشانه ها است، نه سامانه ای فراگیر که بتواند تمام موارد اقتباس را در جهان علمی شناسایی کند (نوزو، ۲۰۱۴).

برخی پژوهشگران می پندارند که ترجمه متن از زبان دیگر، همانندی محسوب نمی شود و نیازی به استناد ندارد، زیرا واژگان متن مقصد با متن اصلی متفاوت است. این برداشت یکی از جدی ترین سوءتفاهم ها درباره اصالت علمی است. مالکیت فکری تنها به صورت واژگانی محدود نیست و اندیشه، ساختار استدلال، طبقه بندی، مثال ها و شیوه بیان مفهومی نیز متعلق به پدیدآورنده اصلی است. ترجمه یک بند از منبع خارجی بدون ذکر آن، حتی اگر سامانه همانندی یابی نتواند رابطه دو متن را تشخیص دهد، برداشت غیرمجاز از محتوای دیگران است. اگر ترجمه به صورت مستقیم و نزدیک به متن اصلی انجام شده باشد، باید به روش مناسب مشخص شود و منبع دقیق آن ذکر گردد. در بسیاری از نوشته های علمی، بازنویسی و خلاصه سازی محتوای منبع خارجی انتخاب مطلوب تری است، اما در این حالت نیز ارجاع ضروری خواهد بود. نویسنده باید از ترجمه واژه به واژه فاصله بگیرد و مفهوم را پس از درک کامل، متناسب با ساختار زبان فارسی و هدف پژوهش بیان کند. با این حال، تغییر زبان نباید بهانه ای برای پنهان کردن منشأ ایده باشد. سامانه های موجود ممکن است در آینده توانایی بیشتری برای مقایسه میان زبانی پیدا کنند، ولی الزام اخلاقی استناد مستقل از توان فنی آنها است. رسیدگی به این موارد نیازمند آشنایی ارزیاب با منابع بین المللی، بررسی ناهمگونی سبک نگارش و توجه به تغییر ناگهانی سطح علمی یا زبانی متن است. آموزش دانشجویان باید روشن سازد که ترجمه نیز نوعی استفاده از منبع است و اصول انتساب، امانت داری و شفافیت در آن همانند استفاده از منابع هم زبان رعایت می شود