• پیش پروپوزال 1
  • پیش پروپوزال 2

یک شرکت فعال در حوزه تولید قطعات خودرویی با توجه به ظرفیت ها، زیرساخت، نیروی کاری، بودجه و سرمایه شرکت اقدام به تدوین طرح کسب و کار کرده است و بر اساس اهداف کوتاه و میان مدت پیشبینی کرده است که فروش محصولات شرکت در شش ماه اول معادل 140 میلیارد ریال و در شش ماهه دوم 180 میلیارد ریال خواهد بود که نسبت به مدت مشابه در سال قبل 20 درصد افزایش داشته باشد. حال پس از فروش شرکت در شش ماهه اول مشخص می شود که عقب ماندگی بسیار فاحشی در فروش شرکت وجود داشته و از اهداف واقع بینانه و مشخص شده شرکت بسیار کمتر است. این وضعیت یه زنگ هشدار در مدیران و تصمیم گیران شرکت فعال می کند که عقب ماندگی و احتمالبحران در شرکت وجود دارد و سریعا می بایست اقدامات لازم در جهت شناسایی مشکل انجام شود. همانطور که مشاهده کردید طرح کسب و کار یا بیزینس پلن (Business Plan) به مدیران کمک میکند که پیش از وقوع یک بحران در شرکت آن را شناسایی کرده و به سرعت به روند اصلی و مطلوب بازگردند. طرح کسب و کار نه تنها برای شرکت های فعال بلکه برای کارآفرینان و کسب و کارهای نوپا نیز یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. بسیاری از سرمایه گذاران و موسسات اقتصادی زمانی که می خواهند بر روی پروژه های جدید سرمایه گذاری کنند از متقاضیان و کارآفرینان درخواست می کنند که یک بیزینس پلن برای کسب و کار مورد نظرشان تدوین و نگارش کنند. چنانچه این سند نگارش شده جذابیت اقتصادی کافی برای متقاعد کردن سرمایه گذاران را داشته باشد، یقینا پروژه مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. بیزینس پلن ها با دو هدف عمده شکل می گیرند: (1) اهداف برون سازمانی که با رویکرد سهامدارن، ذینفعان خارج سازمانی و مشتریان تدوین می شود و (2) درون سازمانی که به دنبال تحقق اهداف اولیه و بنیادین شرکت در فرآیند بازاریابی، تولید، فروش، سوددهی و غیره است. در بسیاری از کسب و کارها اولویت بندی بین این دو رویکرد در یک طرح کسب و کار فرآیند بسیار دشواری است چرا که در صورت از دست دادن اهداف برون سازمانی مانند ذینفعان و مشتریان در نهایت اهداف درون سازمانی نیز محقق نخواهد شد. بنابراین باید یک تعادل بین این دو موضوع بنیادین در بیزینس پلن ایجاد نمود. 


ممکن است طرح کسب و کار (Business Plan) را برای سودآوری بیشتر شرکت نگارش می کنید و یا قصد دارید سرمایه گذار جذب کرده و بیزینس خودتان را آغاز کنید و یا حتی ممکن است بخواهید طرح کارآفرینی تان را به بوته آزمایش بگذارید. در تمامی این موارد اگر چه ممکن است محتوای بیزینس پلن تا حدی متفاوت باشد ولی بخش های تشکیل دهنده آن کاملا یکسان خواهند بود. این بخش ها عبارتند از:


  1. خلاصه اجرایی (Executive Summary): یک خلاصه از کسب و کار و برنامه های شما را به مخاطب ارائه می کند. این بخش اولین بخش در نگارش بیزینس پلن است و معمولا یک یا دو صفحه از این سند را به خودش اختصاص می دهد. خلاصه اجرایی معمولا در اولین سطر به خلاصه فعالیت های شما اشاره دارد. برای مثال "15 سال سابقه فعالیت در صنعت خودرویی و تولید قطعات خودرویی با کیفیت" و یا "تولید و صادرات پوشاک ورزشی با کیفیت و ارزان به بیش از 10 کشور صنعتی و پیشرفته" که به طور کلی فعالیت ها و سابقه شما را به نمایش می گذارد. در پاراگراف بعدی به مشکلات موجود در بازار اشاره کرده و بیان می کنید چطور با محصولات و خدمات منحصر به فرد خودتان به دنبال حل کردن آن هستید و در نهایت محصول و خدمت مورد نظرتان را معرفی خواهید کرد. توجه داشته باشید که خلاصه اجرایی مشابه چکیده در مقاله است ولی با این تفاوت که نیازی نیست آمار و مباحث عددی را در این قسمت بیان کنید. همواره توصیه می شود در بخش خلاصه اجرایی کاملا شفاف و بدون ابهام باشید، بدین معنا که خواننده هدف شما از نگارش بیزینس پلن را به سادگی درک کند و با برنامه شما ارتباط برقرار نماید. 

  2. توصیف کسب و کار (Description of the Business): توصیف کسب و کار به طور کلی با توضیحی در مورد کلیت صنعت و روندهای موجود در آن آغاز می شود. منظور از روندهای موجود در آن، وضعیت کنونی صنعت و پیشبینی آینده آن بر اساس واقعیت های و اسناد موجود است. سعی کنید قبل از انجام پیشبینی و ارائه آمار مقالات و اسناد مختلفی را مطالعه کرده و یک دید واقع بینانه از آینده صنعت ارائه نمایید. هرگونه تکنولوژی، محصول جدید، اکتشافات و اختراعات در این حوزه می تواند تاثیرات مثبتی بر روندهای آتی صنعت داشته باشد بنابراین این موارد را در زمان نگارش طرح کسب و کار (Business Plan) مورد توجه قرار دهید. توجه داشته باشید که این موارد در طرح کسب و کار برای استارت آپ ها از اهمیت بالاتری برخوردار است چرا که سرمایه گذاران به دنبال اطلاعات بسیار دقیق و واقعی هستند و نمیخواهند سرمایه های خودشان را در ریسک قرار دهند. در قسمت بعدی از این بخش به توصیف شرکت و کسب و کار خودتان بپردازید و بیان کنید محصولات شما چه ویژگی هایی دارند و چطور می توانند در آینده صنعت مفید واقع شوند. برای تبیین این موضوع در بیزینس پلن باید مشتریان و بازار هدف بالقوه را به درستی شناسایی کرده و ارتباط محصولات و خدمات تان با آنها را بیان کنید. 

  3. توصیف محصولات و خدمات (Description of the Product or Services): این بخش از بیزینس پلن (Business Plan) بسیار مهم و پیچیده است و محتوای آن، بسته به میزان پیچیدگی محصولات و خدمات تان، می تواند از یک صفحه تا چندین صفحه را  در بر بگیرد. یکی از مشکلات این بخش نحوه توصیف محصول به گونه ای کاملا قابل فهم برای سرمایه گذاران و مدیران است، چرا که ممکن است آنها تخصص شما در حوزه محصولات و خدمات را نداشته و تنها به دنبال درک کاربردهای محصول باشند. فرض کنید شما یک چیپ ست کامپیوتری در زمینه هوش مصنوعی برای کنترل وسایل الکترونیکی از راه دور تولید کرده اید و قصد دارید آن را به تولید انبوه برسانید. آیا ارائه توضیح در مورد مکانیزم های عملکردی و ساختار مدار الکتریکی و نحوه اتصال قطعات می تواند برای سرمایه گذاران جذاب باشد؟ به نظر می رسد که جواب این سوال خیر است چرا که سرمایه گذاران ممکن است در حوزه مدارهای الکتریکی و هوش مصنوعی تخصص کافی نداشته باشند. اما اگر کاربردها و نحوه کنترل وسایل الکترونیکی با این چیپ ست را به زبان ساده و قابل فهم توصیف کنیم چطور؟ بله این کار می تواند بیزینس پلن شما را جذاب تر و مورد قبول تر کند. علاوه بر توصیف محصول باید چگونگی استفاده آن توسط مشتریان را نیز بیان کرده و کاربری آسان یا سخت آن را برای سرمایه گذاران به نمایش بگذارید و در نهایت مزیت رقابتی آن نسبت به سایر محصولات مشابه موجود در بازار را بیان نمایید. برای اینکه بتوانید جذابیت این بخش را برای سرمایه گذاران بالاتر ببرید، سعی کنید که یک پیشبینی سود و درآمدی نیز از فرآیند تولید و فروش آن نیز ارائه کنید. البته این پیشبینی باید مبتنی بر واقعیت و مقایسه با محصولات مشابه موجود در بازار باشد. 

  4. تجزیه و تحلیل بازار (Market Analysis): تجزیه و تحلیل بازار به شما کمک می کند که علاوه بر تبیین اهداف و چشم انداز کسب و کارتان به مسائلی مانند قیمت گذاری، تولید، توزیع، فروش، استراتژی های بازاریابی و مزیت رقابتی بپردازید. قبل از تجزیه تحلیل بازار باید بازار هدف را از نظر ویژگی های جمعیت شناختی، اندازه، ساختار، نرخ رشد، روندها و پتانسیل های فروش مورد بررسی قرار دهید. بعد از آن با ارائه آمار می توانید پیشبینی خودتان را از نرخ فروش احتمالی ارائه نمایید. همواره توصیه می شود که سعی کنید آمار واقعی و قابل باور ارائه کنید چرا که سرمایه گذاران در مورد روندهای موجود در بازار اطلاعات بسیار دقیقی داشته و در صورت ارائه اطلاعات اغراق آمیز دید بسیار منفی نسبت به طرح کسب و کار (Business Plan) شما پیدا خواهند کرد. برای مثال شما نمیتوانید 80 درصد از مشتریان یک بازار را طی مدت یک یا دو سال بدست آورده و بازار را انحصاری کنید. و چنانچه این ادعای غیر واقعی را در زمان ارائه مطرح کنید قطعا عملکرد خودتان را زیر سوال خواهید برد. به منظور انتخاب استراتژی های بازاریابی نیز باید پیام منحصر به فرد خودتان را داشته باشید و بتوانید آن را به مشتریان از روش های درست انتقال دهید. کانال های بازاریابی باید متناسب با محصول و خدمت شما باشد و انتخاب استراتژی های غلط می تواند ضربات جبران ناپذیری به محصول شما بزند. برای مثال آیا تبلیغ یک چیپ ست کامپیوتری هوشمند در مجلات خانواده و آشپزی کار درستی است؟ آیا استفاده از بیلبورد تاثیر بیشتری از رسانه های ارتباط جمعی دارد؟ پیام محصول شما چه خواهد بود؟ آیا کالا شما یک محصول لوکس و ویژه است یا محصولی کاملا در دسترس. تمامی این موارد می تواند به شما در انتخاب استراتژی های درست برای بازاریابی و تبلیغات کمک کند. 

  5. تجزیه و تحلیل رقابتی (Competitive Analysis): هدف از نگارش این بخش از طرح کسب و کار (Business Plan) پیدا کردن نقاط قوت و ضعف رقبای موجود در صنعت، انتخاب استراتژی های مناسب برای در دست گرفتن مزیت رقابتی، جلوگیری از ورود رقبا به بازار فعالیتی شما و پیدا کردن هرگونه فرصت برای توسعه و افزایش سهم بازار است. همواره به خاطر داشته باشید که رقبای شما، شرکت های کنونی و فعال نیستند بلکه رقبای غیر مستقیم و رقبای آینده نیز ممکن است در بررسی شما گنجانده شوند. پس از شناسایی و دسته بندی رقبا نوبت به آن می رسد که شما استراتژی ها و نقاط قوت و ضعف آنها را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید. این موضوع در شناسایی مزیت رقابتی شما نیز کمک کننده است و شما از طریق مقایسه متوجه ویژگی های منحصر به فرد خودتان خواهید شد.

  6. مدیریت و عملیات (Operation and Management): در این بخش می بایست نحوه مدیریت و نقش افراد مختلف در فرآیند عملیاتی پروژه را مشخص نمایید. برای مثال فرآیند طراحی محصولات توسط چه تیمی مدیریت خواهد شد و روندهای ارزیابی و اندازه گیری نتایج چگونه است. در این بخش علاوه بر نقش بندی و مشخص کردن مسئولیت های اشخاص حقیقی و حقوقی یک پیشبینی هزینه ای نیز برای هر مرحله از اجرای پروژه انجام می پذیرید. 

  7. مالی و بودجه (Financial and Budget): در این بخش علاوه بر پیشبینی های درآمدی و مالی شرکت باید بودجه مورد نظرتان برای سرمایه پذاری را به صورت شفافی برای سرمایه گذاران بیان نمایید. سعی کنید برای تمامی این موضوعات جدولی با سرفصل مالی و بودجه بندی تعریف کرده و پیشبینی های درآمدی و هزینه ای را بر اساس دوره ها و بازه های زمانی معین دسته بندی نمایید.